تبليغاتX
نفرت و زندگی
سلام... به همه دوستای گلم....

این وبلاگ برای مدتی بسته می باشد.....

لطفا به ادرس جدید قدم رنجه بفرمایید.....

http://dallane-behesht.blogfa.com

 

+ نوشته شده در  23 Jan 2008ساعت 12 PM
  به قلم: BaNDeYe_Kho0oDa 

برای زندگی کردن دو چیز لازم است قلبی که دوستت بدارد و قلبی که دوستش بداری

بای دوستان گلم

 

بدترین دلتنگی برای هرکس ان است که

                                                    در کناره او باشی و

                                                                      مطمئن باشی که

                                                                                     هرگز به او نخواهی رسید

 

 

 

  نمي دانم محبت را بـر چه کاغذي بنويسم که هرگز پاره نشود

بـرچـه گلـي بـنويـسم که هـرگز پرپر نشـود

 بـر چه ديواري بنويسم که هرگز پاک نشود

 بـر چه آبـي بنويسم که هـرگز گل آلود نشود

 و

سرانجام بـر چه قلـبي بنويسم که هـرگز سـنگ نشود

 

http://asadream.us

 

 

خداحافظ خونه تاریکه من

 

 

+ نوشته شده در  7 Aug 2007ساعت 8 PM
  به قلم: BaNDeYe_Kho0oDa 

برای زندگی کردن دو چیز لازم است قلبی که دوستت بدارد و قلبی که دوستش بداری

در زندگی ۲ چیز را بیشتر ازهمه دوست دارم

یکی گل سرخ را ودیگری تـــــــورا

گل ســــرخ را برای بوییــــــــدن

وتـــــــورا برای بـــــو سیـــــدن

گل سرخ را برای ۱ لحظـــــــه

و تـــو را بــــــرای همیشــه

 

خوشا آن ساعت که يار از در آيد             

                             شود هجران و روزه غم سر آيد

زدل بيرون کنم جانرا بصد شوق             

                        همي دانم که جايش دلبر آيد

 

 

 

درخت غم به جانم کرده ريشه

به درگاه خدا نالم هميشه

رفيقان قدر يکديگر بدانيد

عجل سنگ است و آدم مثله شيشه

 

 

*چرا از من گریزانی تو همدم*   

          *مگر غیراز وفا باتو چه کردم*             

 *اگر غیر از وفا چیزی دیدی*   

             * ببخشایم که دیگر توبه کردم *               

             

 

همه شب صورتم را به خدا خواهم کرد                                                              

               از خدا خواهش ديدار تو را خواهم کرد                             

                                 تا گذر هستی فراموشت نخواهم کرد

                                               تو در من شعله ای هستی که خاموشت نخواهم کرد

 

+ نوشته شده در  13 Jun 2007ساعت 9 PM
  به قلم: BaNDeYe_Kho0oDa  | 

برای زندگی کردن دو چیز لازم است قلبی که دوستت بدارد و قلبی که دوستش بداری

 

تمام مدت شب را در انتظار تو بودم

چه انتظار عجیبی خودم کنار تو بودم

خیال کردم از ان دور امدی

به تو گفتم ,  سلام , ای یار , که بی قرار تو بودم

سلام ای مسافر  که لحظه لحظه ی

شب را به فکر شانه ی زخمی و کوله بار تو بودم

به عکست نگاه میکردم و گفتم

من ماله تو هستم

 

 

 

 

با توام اي كه نگاهت منو با عشق آشنا كرد

تو دلم حرم نفس هات فصل سرما رو فنا كرد

تويي اونكه تو وجودت نيمي از خودم رو ديدم

با حضور عاشقونت به خود خودم رسيدم

 

با تو شادم با تو مستم دستت رو بگذار تو دستم

بي تو جون مي دم به ظلمت با تو عشق رو مي پرستم

 

گم شدم تو شب چشمات، تو شدي فانوس راهم

تو شدي ماه و ستاره تو شب سرد و سياهم

با حضورت مي شه حس كرد يك نفس بوي بهار رو

مي شه از لباي تو چيد عطر باغ قصه ها رو

 

با تو شادم با تو مستم دستت رو بگذار تو دستم

بي تو جون مي دم به ظلمت با تو عشق رو مي پرستم

 

من مسافري غريبه ام توي جاده نگاهت

كه چشام مثل قدم هات تا ابد مونده به راهت

باورم كن كه فقط تو، تويي معناي وجودم

تو بيا تا غم دوريت نره توي تاروپودم

 

با تو شادم با تو مستم دستت رو بگذار تو دستم

بي تو جون مي دم به ظلمت با تو عشق رو مي پرستم

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  14 Apr 2007ساعت 3 PM
  به قلم: BaNDeYe_Kho0oDa  | 

برای زندگی کردن دو چیز لازم است قلبی که دوستت بدارد و قلبی که دوستش بداری

نگاهش مثل شب گویا و چشمش رنگ فردا بود

بهشت روح او بوی خدا میداد,زیبا بود

به گرمی گونه هایش را به دست گریه هایم داد

دلم لرزید ,او هم مثل من,تنهای تنها بود

سرودی بود ,رودی, یا سکوتی ,حسرتی,دردی

نمی دانم, برای من همیشه یک معما بود

کنارم بود و با من از سفر میگفت,از هجرت

کنارش بودم و کارم,تماشا و تماشا بود

دلم از بی کسی پوسید,عشقی نیست,دردی نیست

خدایا پس چه شد ان روزهای خوب?رویا بود?

هرا الوده بود و اسمان,ی افتاب اما

سکوت و انتظار,یزه ای از عشق با ما بود

پر از تردید و انکارم دلم خون است,بیمارم

هوای گریه دارم,کاش چشمان تو اینجا بود 

 

                                          موفق باشین همه 

 

 

+ نوشته شده در  17 Mar 2007ساعت 9 PM
  به قلم: BaNDeYe_Kho0oDa  | 

برای زندگی کردن دو چیز لازم است قلبی که دوستت بدارد و قلبی که دوستش بداری
 

 

بی تو مهتاب شبی باز از آن کوچه گذشتم

همه تن چشم شدم خيره به دنبال تو گشتم

شوق ديدار تو لبريز شد از جام وجودم

شدم آن عاشق ديوانه که بودم

در نهان خانه جانم گل ياد تو درخشيد

عطر صد خاطره پيچيد

باغ صد خاطره خنديد

يادم آمد که شبی با هم از آن کوچه گذشتيم

پر گشوديم و در آن خلوت دلخواسته گشتيم

لحظه ای چند لب جوی نشستيم

تو همه راز جهان ريخته در چشم سياهت

من همه غرق تماشای نگاهت

آسمان صاف و شب آرام بخت خندان و زمان رام

خوشه ماه فرو ريخته در آب

شاخه ها دست بر آورده به مهتاب

شب و صحرا و گل و سنگ

همه دل داده به آواز شباهنگ

يادم آيد تو به من گفتی از اين عشق حذر کن

لحظه ای چند بر اين آب نظر کن

آب آيينه عشق گذران است

ای که امروز نگاهت به نگاهی نگران است

باش فردا که دلت با دگران است

تا فراموش کنی چندی از اين شهر سفر کن

با تو گفتم حذر از عشق ندانم

سفر از پيش تو هرگز نتوانم

روز اول که دل من به تمنای تو پر زد

چو کبوتر لب بام تو نشستم

تو من سنگ زدی ، من نه رميدم ، نه گسستم

حذر از عشق ندانم ، نتوانم

باز گفتم که تو صيادی و من آهوی دشتم

تا به دام تو درافتم ، همه جا گشتم و گشتم

حذر از عشق ندانم ، نتوانم

اشکی از شاخه فرو ريخت

مرغ شب ناله تلخی زد و بگريخت

اشک در چشم تو لرزيد

ماه بر عشق تو خنديد

يادم آيد که دگر از تو جوابی نشنيدم

پای در دامن اندوه کشيدم

نه گسستم ، نه رميدم

رفت در ظلمت غم آن شب و شبهای دگر هم

نگرفتی دگر ازعاشق آزرده خبر هم

نکنی ديگر از آن کوچه گذر هم

بی تو اما به چه حالی من از آن کوچه گذشتم

 

 

+ نوشته شده در  10 Feb 2007ساعت 6 PM
  به قلم: BaNDeYe_Kho0oDa  | 

برای زندگی کردن دو چیز لازم است قلبی که دوستت بدارد و قلبی که دوستش بداری

گفتم نرو پرپر میشم

گفتی می خوام رها باشم

گفتم آخه عاشق شدم

گفتی می خوام تنها باشم

گفتم دلم

گفتی بسوز

گفتم یک عمری باز هنوز

گفتم پس عمرم چیمیشه

گفتی حدر شد شب و روز

گفتم آخه داقون میشم

گفتی به من خوش می گزره

گفتم بیا چشمام به تو

گفتی آخه کی می خره

گفتم منو جنس میبینی

گفتی آره بی قیمتی

گفتم یک روز کسی بودم

با من نکن بی حرمتی

گفتم صدام میمیره باز

گفتی به درد بسوز بساز

گفتم حالا که پیر شدم

گفتی که از تو سیر شدم

گفتم تمنّا می کنم

گفتی می خوام خوردت کنم

گفتم بیا بشکن تنو

گفتی فراموش کن منو    

کاشکی میتونستم  

   

 

   

+ نوشته شده در  3 Feb 2007ساعت 10 PM
  به قلم: BaNDeYe_Kho0oDa  | 

برای زندگی کردن دو چیز لازم است قلبی که دوستت بدارد و قلبی که دوستش بداری

چون خون ز حلق تشنه‌ی او بر زمین رسید

 

جوش از زمین بذروه عرش برین رسید

نزدیک شد که خانه‌ی ایمان شود خراب

 

از بس شکستها که به ارکان دین رسید

نخل بلند او چو خسان بر زمین زدند

 

طوفان به آسمان ز غبار زمین رسید

باد آن غبار چون به مزار نبی رساند

 

گرد از مدینه بر فلک هفتمین رسید

یکباره جامه در خم گردون به نیل زد

 

چون این خبر به عیسی گردون نشین رسید

پر شد فلک ز غلغله چون نوبت خروش

 

از انبیا به حضرت روح‌الامین رسید

کرد این خیال وهم غلط که ارکان غبار

 

تا دامن جلال جهان آفرین رسید

 

هست از ملال گرچه بری ذات ذوالجلال

 

او در دلست و هیچ دلی نیست بی‌ملال

 

 
 

 

+ نوشته شده در  31 Jan 2007ساعت 8 PM
  به قلم: BaNDeYe_Kho0oDa  | 

برای زندگی کردن دو چیز لازم است قلبی که دوستت بدارد و قلبی که دوستش بداری

 من هم خواهم رفت هر چند که گفتنی هایم همچنان باقیست

من هم خواهم رفت مثل هزاران پرستویی که کوچ کردند و رفتند

خداحافظی کردن سخت است از جمع دوستانی که یک عمری را با ها شون گذراندیم

از شادی و غم های همدیگر باخبر شدیم ...

از تجربه هامون گفتیم ... از دلتنگی ها ... از سرود زندگی حرف زدیم و از ندای خاک گفتیم

از نامردی ها گفتیم و از بی مهری ها

از لحظه های به یادماندنی یاد کردیم و از عشق های ابدی سخن گفتیم

از اولین سلام و آخرین دیدار با حسرت یاد کردیم و بغض های مان را نوشتیم تا مجالی برای اشک ریختن نیابیم

از طعنه های زندگی و از سنگهایی که در مسیر بود به تلخی یاد کردیم

با بازیهای زندگی بازی کردیم و آنها را شوخی تلقی کردیم

از عشق و دوستی گفتیم و از نفرت و دشمنی 

از ستاره های آسمان دلهای مان نوشتیم و از زخمهایی که مرهمی نداشتند

هر وقت که شاد بودیم از خوشی هامون می گفتیم و هر وقت هم ناراحت بودیم از تلخی ها

خلاصه یه مدتی را گذراندیم و با همدیگر همدردی کردیم و دردهای همدیگر را شناختیم

اینجا دردهای را نوشتیم که می خواستیم دیگر از ذهن و قلبمان پاک شوند

اینجا آمدیم که فراموش نشویم و آمدیم که با بقیه هم صدا شویم

ولی من این بار برای خداحافظی آمدم 

                                             نمی دانم چرا ؟    

به هر حال هر گذری برای گذشتن است و من هم گذشتم

 و تنها دلتنگی های خود را به یادگار خواهم گذاشت

 به خدا خواهم سپرد دیگران را و خودم را به تنهایی بدرقه خواهم کرد 

خداحافظ

 

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  18 Jan 2007ساعت 5 PM
  به قلم: BaNDeYe_Kho0oDa  | 

برای زندگی کردن دو چیز لازم است قلبی که دوستت بدارد و قلبی که دوستش بداری

گفتم شاید ندیدنت اَز خاطرم دورت کنه

دیدم ندیدنت فقط میتونه که کورم کنه

گفتم صداتو نشنوَم شاید که اَز یادم بری

دیدم تو گوشام جُز صدات نیستش صدایِ دیگری

ندیدن و نشنیدنت عشقت را اَز دلم نبرد

فقط دونستم بی تو دل پرپر شد و گم شد و مرد

 

بعد اَز تو باغِ لحظه های من حتّی یک غنچه گل نداد

همیشه می گفتم با خودم نکنه بمیرم و نَیاد

این روزا محتاجِ تو هستم من نمی گَم دلم می گه

فردا اَگه مُردم نَیایی چه فایده نوش دارو دیگه

 

 


+ نوشته شده در  14 Jan 2007ساعت 1 PM
  به قلم: BaNDeYe_Kho0oDa  | 

برای زندگی کردن دو چیز لازم است قلبی که دوستت بدارد و قلبی که دوستش بداری

                                                          


 عشق نمي پرسه تو کي هستي؟

 عشق فقط ميگه: تو مال مني .
عشق نمي پرسه اهل کجايي؟

 فقط ميگه: توي قلب من زندگي مي کني .
عشق نمي پرسه چه کار مي کني؟

فقط ميگه: باعث مي شي قلب من به ضربان بيفته .
عشق نمي پرسه چرا دور هستي؟

فقط ميگه: هميشه با مني

گر چه از هم دوریم ولی همیشه تو قلبم هستی

 

 

                                                

 

+ نوشته شده در  10 Jan 2007ساعت 9 PM
  به قلم: BaNDeYe_Kho0oDa  | 

برای زندگی کردن دو چیز لازم است قلبی که دوستت بدارد و قلبی که دوستش بداری
 

 

 

عید بر همگان مبارک         

+ نوشته شده در  10 Jan 2007ساعت 12 PM
  به قلم: BaNDeYe_Kho0oDa 

برای زندگی کردن دو چیز لازم است قلبی که دوستت بدارد و قلبی که دوستش بداری
+ نوشته شده در  31 Dec 2006ساعت 9 PM
  به قلم: BaNDeYe_Kho0oDa 

برای زندگی کردن دو چیز لازم است قلبی که دوستت بدارد و قلبی که دوستش بداری

ای نام همیشه ماندنی     ای محترم درکلام قران               ای جاودان در یادها

ای عشق در قلبها           و ای قشنگترین واژها                 و ای بهترین جانان

مادرم دوستت دارم دوستت دارم                                    تو خود می دانی

که به شوق بودن تو و حس بودنت                               عشق به زیستن را در من تقویت میکند

مادرم امید زندگیم  ای عزیزم                                        با شنیدن صدای گرم تو

زندگی را دوست دارم                                               وبا زنده بودنت زنده  ام

ای کاش بار دیگر بار دیگر                                            آن سجده گاهت آن پیشانی معطرت

را با لبهای عطش زده من از عشقت                          با بوسه از  عطر پیشانی ات معطر سازم

و چهره خسته وغمگین تورا                                      با قطرات اشکم  بشویم

و دیده ام با دیدنت نورانی گردد                                 وسرم را کودکانه بروی شان ات بگذارم

و بی بهانه بگریم  و نوازش دست پر مهرت را               بروی سرم مشتاقانه احساس کنم 

و طپش قلب تو را و گرمی وجودت را                          عمیقانه در رگهای وجودم حس کنم

ای خدای من ای هستی بخش من                            ای یگانه خالق من  پروردگارا

بگذار باری دیگر مادرم  را ببینم                                 به پای او بوسه زنم و کنیز او باشم

دردهای او را با لمس انگشتانم  التیام دهم          و بر بالین او بنشینم و به حرفهایش گوش کنم

و قصه ها و غصه هایش را از بر کنم                        بگذار بار دیگر  او را ببینم و ببویم

و از او بخواهم که مرا ببخشد  که در                        این سن نیازش به من

بازی سرنوشت  مرا فرسنگها از او دور کرد               و از او دورم و بی خبر از راز دلش

خدایا باری دیگر به من یاری کن                           که مادرم را ببینم و از دیدن دوباره اش

نیرو بگیرم  امید بیابم  ودیدگانم پر سو شود             و قلبم اسوده گردد

خدایا این آرزوی بزرگی در مقابل بزرگی تو نیست       که باری دیگر دیدن مادرم را از تو می خواهم

و از نزدیک  به او بگویم که دوستش دارم                  و از غم دوری او دلتنگیم  به پایان میرسد

 

با تشکر از سحر عزیز 

+ نوشته شده در  13 Nov 2006ساعت 5 PM
  به قلم: BaNDeYe_Kho0oDa  | 

برای زندگی کردن دو چیز لازم است قلبی که دوستت بدارد و قلبی که دوستش بداری
 

© 2006-2007 Kiyanooshansari.blogfa.com - All rights reserved - Powered by Blogfa.com - Temp by  K I Y A N S O F T
JavaScript Free Code کمیابترین کدهای جاوا